صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

233

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

خلود مسألهء خلود امرى است مسلّم كه شك‌بردار نيست . چيزهايى هستند كه زمان اندكى ماندگارند ؛ مثل : گرسنگى ، سيرى ، خواب ، بيدارى ، آسايش و رنج و يا متاع دنيا كه محكوم به زوال است . و چيزهايى هستند كه ماندگارند و زوال ناپذير ؛ مانند : زندگى آخرت و نعمتهاى آن . پس خلود در ذات ؛ يعنى ماندگارى و ثبوت و استمرار هميشگى ، و در صفات هم اين گونه است ، امّا به اعتبار رابطهء آنها با ذات و ارتباط آنها به هم مىباشد . راغب تعريفى فراگير از خلود ارائه مىدهد ، مىگويد : « دورى جستن شىء از عارضه‌هاى فساد و بقاى آن به همان حالتى كه هست . » اين تعريف يا توصيف ، تنها بر مجرّدات - كه دچار فنا و فساد نمىشوند - قابل تطبيق است ؛ يعنى عالم جوهرها كه با مادّه و تركيب فاصله دارند ؛ و يا عالم ملكوت و عالم امر كه أشكال و هيأتها از آن نازل مىشوند تا وضع و جايگاه خود را در عالم محسوس مادّى كه قابل مشاهده‌اند ، بيابند . راغب همچنين مىگويد : « همهء آنچه كه دچار تغيير و فساد نگردند ، عرب آنها را به خلود توصيف مىكند ؛ مثل اين كه مىگويند : ديگپايه‌ها جاويدانند ؛ چون مكث آنها بيشتر است نه اين كه هميشگى هستند . » سخن او به معناى دوام منقطع است ، همان صفتى كه به ديگپايه‌ها داده شد و يا روزگار و هرچيزى كه احساس مىكند مدّت عمر بيشترى دارند . عاشقان و بيماران و كسانى كه از درد رنج مىبرند ، شب را طولانى مىبينند و حال آن كه شب بر ديگران بدون كم و زيادى مىگذرد . امرؤ القيس وقتى كه طولانى بودن شب را